تبليغاتX
قفس دهر

قفس دهر
و خدایی که در این نزدیکیست ...


از دوستای خوب مجازی میخوام که وقتی نظر میدن یه آدرسی چیزی نامی نشونی بزارن که منم جوابشونو بدم

آخه اگه جواب ندم مردم میگن این پسره لال

مخصوصا بچه های دانشگاهمون

راستی اگه بیشتر نظراتونو تو وبلاگ نمی بینین به این خاطره که تاییدشون نمی کنم

یعنی یه جورایی خوصوصین

خواهشا مطالب وبلاگو کپی نکنین

چون این مطالب شخصیه

کپی برداری هم خلاصه عاقبت نداره

یکم به مغزتون بفشارید

البته قابل توجه کپی کنندگان بی فرهنگ

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی 1389 8:42 توسط G & M |


سلام دوستای گلم

امیدوارم که همه خوبو خوش باشن

بی مقدمه میرم سر اصل مطلب۱۸/۹/۱۳۹۰اعزام شدم خدمت شریف سربازی وای که عجب خدمت شریفیه خیلی خیلی شریفه

خلاصه یه دوران خاصیه هم باید رفت هم نباید رفت

اونجا که هستم(پایگاه شهید نوژه نزدیکای همدان) خیلی سرده ولی میگذره

خلاصه هم خوش میگذره هم بد میگذره نمیدونم چی بگم خیلی هم خوابم میاد

فقط برام دعا کنین که جای بدی نیفتم بعدش

بای بای

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 14:38 توسط G & M |


نیستی...

نیستی تا حال این روزهایم را با تو بگویم

همان حال و هوایی که هوای با تو بودن را به سرم انداخته

حال و هوای بارانی و غریبی که تنها تو میدانی

و تنها با اشک معنا میشود...

 

نیستی تا اشک چشمانم را از گونه ام پاک کنی

قطره های اشکی که از درد سخن می گویند

از آتشی که یاد و خیال تو به جانم افکنده

و جنگل احساسم را خاکستر کرده ...

 

نیستی تا روح طوفانزده ام را به ساحل آرامش ببری

همانجای آشنایی که فضایش پر است از

عطر دستان مهربانت

آنجا که هوایش تویی، زمینش تویی، آسمانش تویی ...

 

چشمهایم را میبندمو با تو بودن را آرزو میکنم

بیا و با بودنت تضمین بودنه دیگری باش

یا به دنیای من میایی

و یا من از دنیا میروم....

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 21:22 توسط G & M |


 

هوای لحظه هایم بارانی که می شود
چشمهایم بارش یکدست باران را
چنان دنبال می کند
که گویی درنمناکی نفس های قطره هایش
ردی از نگاههای ساکت تورا
جستجو می کند

لحظه های عاشقی ام وقتی بارانی می شود
سراسر خواهش می شوم
برای گرفتن دستانت
زیر چکه کردن بی بهانه ای که
بی دلیل آغاز می شود
و لحظه ای بعد پایان می یابد

باران بی قراری هایم که باریدن می گیرد
سکوتی عاشقانه لبهایم را
به خاموشی دعوت می کند
و نگاه هایم شررهای عشق را
پشت پلک های خیسم پنهان می کند

باران که می بارد
تنها چیزی که لذت شکوه بارش را
کامل می کند
نگاهی است که بی هوا
از چشمان آفتابی ات
به دیدگان مشتاق من
می نشیند
و حس از همیشه عاشق تر بودن
چنان سراغ ثانیه هایم را می گیرد
که همچون قطره های باران
سبکبال و پر التهاب
برآستان حضور همیشه مهربانت
فرود می آیم

امروز من می بارم
و با قطره قطره این باران
جاری می شوم
تا لحظه ای که
سرتاپای وجودت را بوسه باران کنم 

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390 16:21 توسط G & M |


درویشمو دنیا واسم یه مشت خاک

تموم زندگیم یک دل پاک

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 2:22 توسط G & M |


سلام به دوستای خوبم

امروز نه دیروز۱۶/۴ تولدم بود

جاتون خالی امسال برای تولدم به جای اینکه کیک بگیرم تو خونه بخوریمو ازین کارا رفتم شیرینی خریدم بردم جمکران پخش کردم البته ریا نشه ها چون یه تغییری تو تولد گرفتنم بود گفتم خلاصه بعدشم از خدا عمر زیاد نخاستم گفتم خدایا تا وقتی که میتونم روی پای خودم باشم و بارم رو دوش کسی نیست زندگی کنم بسه دوست ندارم بارم رو دوش کسی باشه و یه چیزای دیگه هم خاستم که اینجا جاش نیست بگم

حوصله هم ندارم براتون عکس کیک آپلود کنم به جاش یه بوس از همگی

فعلا

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390 1:55 توسط G & M |


سلام به همه دوستای گلم

خلاصه زندگی خرج داره منم که همش سر کارم با خانومی قرار گذاشتیم تا ازدواج رابطمون کمتر بشه چون حقیقتش بدجور درگیرم نمیتونم بهش برسم تا ازدواج خدابزرگه

بعدشم به علت یه سری مشکلات و بعضیا و بعضی ارگانها شرکت ها پلیس نمیدونم به خاطر خیلی چیزا وبلاگ به حالت اولیه برمیگرده یعنی اینکه دوباره غمگین میشه خلاصه خانومی گفته اینجوری بهتره

ایشالا زوز زود آپ میکنم

فدامدای همتون

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1390 0:59 توسط G & M |


سلام به همگی دوستای خوب

عید همگی مبارک

ایشالا که ازین روزهای با فضیلت رجب استفاده کنیم

این روز به همه به خصوص مذکرها تبریک میگم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 1:41 توسط G & M |


سلام به دوستای خوبم

امروز تولدشه

اولین تولدی هست که تو وبم میگیرم

گفته که خیلی تو وبلاگ چیز نگم

فقط  بگم تولدت مبارک عزیزم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 11:40 توسط G & M |


سلام به دوستای خوبم

بزارین برم سر اصل مطلب

یه خبر خوب دارم براتون

کسی که دوسش داشتم فهمیدم که اونم منو دوس داره بعدش دیگه کلی باهم حرفیدیم یه سری قرار مرار گذاشتیم که دیگه دیگه

منم که کارای خدمت شریف سربازیمو کردم ایشالا اگه خدا بخاد میرم خدمت و درسمو هم ادامه میدم

آخه گفته درس نخونی ... نمیشم خلاصه هم باید درس بخونم هم اینکه برم سربازی

البته سربازیم کمه خلاصه جانبازی و سابقه جبهه پدرم کمکم میکنه

ازین به بعد هم مثل قبل خودش آپ میکنه منم جوابتونو میدم

خلاصه میخام وبلاگو دیگه شادش کنیم و مطالب بهتری براتون بزاریم

دوستای گلم دعام کنین ها

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 17:15 توسط G & M |